تبلیغات
مجله اینترنتی عشق مشرقی - فصل منتشرنشده ای از کتاب برآستان جانان نوشته اکبرکریمی خرمی
مجله اینترنتی عشق مشرقی
عطر بوسه های تو رااز کدام گل سراغ گیرم ...

گاندی رهبر هندوستان می‌گوید:

موقعی رسید كه احساس كردم به همان اندازه كه غذا برای بدن لازم است، دعا و نماز نیز برای روح و روان ضرورت دارد. در واقع آن‌قدر كه دعا و نماز برای روح لازم است، عذا برای بدن ضرورت ندارد.[1]

از هر گوشه‌ای نیایش و نماز به شكوفه است. دشت، تشنه‌ی باران نماز است و طراوت «اَستغفر الله ربّی و اَتوبُ اِلیه» با نسیم صبح می‌وزد و از شكوفه‌ی «اَلحمد للِه رَبَّ العالمین، الرّحمنِ الرَّحیم...»می‌تراود و فوّاره‌ می‌زند و تا عرش به معراج می‌رود.

خداوند متعال برای هر یك از پیامبران، معراج خاصی مقرّر فرمود و برای موًمن هم معراجی قرار داد:

معراج حضرت آدم علیه‌السّلام آن بود كه از عدم به وجود آمد و ساكن بهشت شد. «یا آدمُ اسْكُن انتَ وَ زَوجُكَ الجَنَّة» ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساكن شوید.

معراج حضرت ادریس علیه السّلام نشستن بر بال فرشته‌ای بود كه از او درخواست كرد تا وی را به آسمان‌ها برده، وارد بهشت نماید كه با اذن پروردگار چنین شد:

«وَ رَفَعْناهُ مكاناً علیّاً»و ما او را به مقام والایی رساندیم.

معراج حضرت نوح علیه السّلام ساختن كشتی و ...

سیر كردن با آن بود. چون حركتش برای خداوند و در راه خدا و از جانب خدا و به سوی خدا و با خدا بود:

«وَاصْنَع الْفُلكَ بِأعْیُنِنا وَ وَحْیِنا» و اكنون در حضور ما و طبق وحی ما كشتی بساز.

معراج حضرت ابراهیم علیه السّلام قرار گرفتن بر منجنیق بود كه می‌خواستند او را در آتش اندازند و او جز به خداوند به كسی پناه نبرد و آتش بر او گلستان شد: «یا نارُ كونی برداً و سلاماً» ای آتش! بر ابراهیم سرد و سالم باش.

معراج حضرت اسماعیل علیه السّلام قرار گرفتن زیر خنجر پدر بود تا در راه حق قربانی شود: «وَ فَدَیناهُ بِذِبحٍ عظیم» ما ذبح عظیمی را فدای او كردیم.

معراج حضرت موسی علیه السّلام مناجات او در كوه طور بود كه از شیرینی كلمات خداوند سرمست شد و «كَلَّمَ اللهُ موسی تكلیماً» و خداوند با موسی سخن گفت.

و معراج خاتم‌الانبیا محمّد مصطفی صلیّ الله علیه وآله و سلّم این بود كه از آسمان‌ها گذشت و به مقام «اَو اَدنی» رسید:

«سُبْحان الَّذی اَسْری بِعَبْدهِ لیلاً مِنَ المَسْجِدِ الحَرام اِلی الْمَسْجِدِ الاَقْصی» پاك و منزّه است خدایی كه بنده‌اش را در یك شب از مسجدالحرام به مسجد الاقصی برد.

و معراج موّمن نماز است. «اَلْصلاة مِعْراجُ الموّمن».

ذكر دوست در جام شب خالی می‌شود و شیطان را پر و بال می‌سوزاند. از گل برگ هر گیاه، خالصانه «قل هو الله احد» در فضا می‌پیچد و با نسیم با طراوت «الله الصّمد» همراه می‌شود تا بویِ خوشِ زلفِ مشك‌آسای دوست در آسمان و زمین پراكنده شود.

ابروی تو قبله‌ی نمازم باشد
یاد تو، گره گشای رازم باشد

از هر دو جهان برفكنم روی نیاز 
گر گوشه‌ی چشمت به نیازم باشد[2]

حضرت علی علیه السّلام می‌فرماید:

عملی نزد خداوند محبوب‌تر از نماز نیست. چیزی از امور دنیا شما را از خواندن نماز، در اوّل وقت باز ندارد. زیرا خداوند سرزنش كرده و فرموده است: «وای بر نمازگزارانی كه از نمازشان غفلت ورزیدند» یعنی؛ وای بر نمازگزارانی كه از اوقات نماز غفلت كنند و در انجام نماز در اوّل وقت، سهل‌انگاری نمایند.[3]

پیاله‌ی شوق پر شده است و شوری در سینه برپاست. كاسه‌ی صبر مالامال از شوق دیدار اوست. بغض، گلوی آسمان را می‌گیرد و به «الهی عذر ما بپذیر و بر عیب‌های ما مگیر[4]» می‌شكند.

چه مبارك فضایی است برخاستن و كوچیدن از خود و عاشقانه ذكر گفتن كه: «ذكر او مرهم دل مجروح است.»[5]

اشك، قطره قطره به طهارت دل می‌بارد. دست نوازش‌گر والای دوست، قطره‌ها را به بیعت دریا فرا می‌خواند.

سفر بندگی آغاز می‌شود. از ركود به جریان، رسیدن با سینه‌ای پر از نیایش و رسیدن به ولایت آفتاب.



[1]- همه‌ی مردم برادرند ـ گاندی ـ همان كتاب، ص 46

[2]- امام خمینی، (ره)، دیوان اشعار، همان كتاب، ص207

[3]- وسایل‌الشیعه، همان كتاب، ج3،ص82

[4]- الهی نامه‌ی خواجه عبدالله انصاری/ ادبیات فارسی2(كلیه‌ی رشته‌ها)، همان كتاب. ص1.

[5]- همان كتاب. ص1.




برچسب ها: گاندی رهبر هندوستان، نماز، کتاب براستان جانان، اکبرکریمی خرمی،
ارسال توسط اکبر کریمی خرمی
آرشیو مطالب
دیگر مطالب
پیوند های روزانه
امکانات سایت
blogskin

تبلیغات متنی

تبلیغات متنی